سفر به ارومیه مهرماه 92
سلام عشق مامان
می خوام برات از سفرمون به ارومیه برات بگم و اینکه شما مثل یک خانوم خیلی خیلی خوب بودی و اصلا اصلا اذیت نکردی.
من وبابایی خیلی وقت بود که دوست داشتیم سر مزار مامان بابا بریم و چون شما کوچولو بودیم می ترسیدیم که اذیت شیم.
بالاخره با خرید ماشین تو شهریور ماه تصمیم قطعی گرفتیم که تو مهر ماه بریم سفر.خاله الهام و عمو مجید هم قرار شد با ما بیان. خلاصه با کلی اصرار مامانی رو هم با خودمون بریدم.
شب اول ما ساعت 7 از مشهد حرکت کردیم و تا ساعت 5 صبح با بابایی رانندگی کردیم و رسیدیم به بابلسر. اون شب شما از ساعت 3 صبح بیدار بودی و کلی شیطونی می کردی.
فدای دختر نازم بشم که اینقدر خانوم بود.
شما برای اولین بار دریا رو دیدی. سوار تله کابین شدیم.برای دومین بار ابگرم رفتی و خلاصه کلی حال کردی تا اینکه رسیدیم به ارومیه.اونجا با اقوام بابا کلی حال می کردی . دست خاله الهام درد نکنه که کلی عکس و فیلم گرفت.
هنوز فرصت نشده که از خاله بگیرم ولی می گیرم و برات می زارم عزیزم.راستی مامان کلی لباس قشنگ هم برات از اونجا خرید عزیز دل مامان
دوست دارم دختر نازم خیلی خیلی.تو این مسافرت برای اولین بار شما مامان رو بوس کردی و همش ازم بالا می رفتی و خودتو برام لوس می کردی. خیلی ناز و بزرگ شدی عشق مامان.


سفر به ارومیه مهرماه 92
